آنطور که میگویند، استاد مربوطه کتابهای در دسترس و کم قیمتتر را معرفی نمیکند که هیچ، کتابهایی را معرفی کرده که هیچ بار علمی به شخص نمیدهد! من به سختی پیداشان کردم... ورقشان زدم و جالب که دانشجو از جز کتابفروشیها باید تهیهاش کند و پی دی افی است و هیچکس نمیداند مولفاش کیست...
یعنی اولین قدم آشنایی با ادبیات آکادمیک را به دانشجو نمیدهد... دانشجو حق دارد ادبیات صاحبان قلم را بشناسد که فردا روز فحش نادانیاش نسبت به لااقل کلمات، املا، انشاو... به استاد نخورد. اصلا وقتی دانشجو منابع دست اول را ندیده و نمیشناسد چطور میخواهد در آینده از دانشش دفاع که هیچ، حرف بزند؟ نمیدانم...
میگویند استاد مربوطه از ۱۶ جلسه موظفی اش فقط ۴ جلسه برگزار کرده و در نهایت به قهر برگههای امتحانی را رها کرده و گفته با هیچ چیز کار ندارم... و زحمت جمع کردن و امتحان گرفتن مجازی و مکافاتش افتاده گردن ما...
میگویند درسهای تدریسیاش ربطی به عنوان کلاس ندارد و غالبا آنچه راحتتر است درس میدهد و سر سری...
میگویند از دانشجو کارشناسی ترم ۴، تحقیقهای صحافی گالینگور با درج نام استاد راهنما خواسته و فخرش را به این و آن کرده که چنان و چنین پایان نامه!!! داشتیم با دانشجوها... دانشجو را در کارها به بیگاری میگیرد و... فلان!
میگویند سر همینها هم دانشجوها بابت حقوق گرفتن از او دوستش دارند... دانشجو!
که یادش رفته چرا اسمش دانشجو است و اصولا دانش جستن چه ربطی به کارهایی دارد که با این استاد دارد انجام میدهد؟ که کدامش به کار میآید در آینده؟ که اگر بنا بوده از کمتر درس خواندن و کمتر سرکلاس آمدن و پول درآوردن خوشحال بشوی؛ چرا این همه زحمت دانشگاه غیرانتفاعی آمدن و بدون کنکور درس خواندن به خودت دادهای؟ خب آرایشگری؟ بلاگری؟ اینفلوئنسری و ... هزار کار پول دربیار...
استاد مربوطه قهر کرده، گفته امتحانم را خودتان بگیرید، ریاست گفته دیگر نیا... نمیتوانسته بگوید اشتباه کردم گفتم نمیآیم... دانشجوهای مدافعش را انداخته وسط که من را بیرون کردند!!! دانشجوها طومارها نوشته و کلمات پر آب و اشک در رثای استاد مربوطه سر میدهند که علم و عملت دیگر پیدا نخواهد شد. قدرت را ندانستند، تو استاد ما خواهی ماند! حتی اگر نباشی!!! تو بهترینی...! تو را به جبر از ما دریغ کردند... اینها همه دارند زحمت ما را با درک نکردمان زیاد میکنند. در حالی که تو آزاده بودی و رنجی به کسی تحمیل نکردی!!! این ره که اینها میروند به ترکستان است و طوری اسطوره سازی و جو پردازی و در عین حال مرثیه سرایی کردهاند که آدم شاخ درمیآورد اینها با کی اینطور حرف میزنند؟ ارائه مطلب دقیق و ساعات کلاسی مرتب و منبع دست اول حق شماست!!! ما برای حق شما داریم دست و پا میزنیم عالیجنابان!!! کسی که رنج کشیده منم که نمیدانم باید از کجای این منبع بی سر و ته از شما امتحان بگیرم که حقتان ضایع نشود... که شما بابت حقی که از شما دریغ میشد خوشحالید چرا؟؟؟ چرا نمیبینید قبل از امتحان ول کرده شما را رفته؟ نشسته گوشهای جو میدهد... که حق شما بودنش بود نه اینطور سرگردان کردنتان و ...
حرف زیاد است...
انگار دارم تاریخ میخوانم...
انگار امروز را جایی دیده بودم!!!
وسط تعجبهایم از رفتار دانشجوها فهمیدم قبلا هم این چنین تعجب کرده بودم... جایی وسط خواندن اخبار؟ وسط خواندن تاریخ؟ نمیدانم...
خدا بخیر کند!
+
طومارهای دانشجوها را میخوانم... دانشجویی که «نیم فاصله» را «نیم فاسله» مینویسد؛ نیم فاصله را رعایت کرده:))))
امان از هوش مصنوعی:))) و ناتوانی در نوشتن چند جمله و بیسوادی و ...