ناهماهنگ

ناهماهنگ

پیوندِ عمر بسته به موییست
هوش دار
غمخوارِ خویش باش!
غم روزگار چیست؟

بایگانی
پیوندها

خانه‌ای در سایه:)_شماره ۲

دوشنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۶ ق.ظ

از صبح ساعت ۷، بوی دود و آتیش میومد... 

همسر رفته بود مدرسه و من این وسط هی فکر که خدایا، این چه بوییه. نه چیزی سرگازه... نه پریزی اتصال داره‌. نکنه یکی الان بدو بدو بیاد در بزنه بگه خونه رو تخلیه کنین الان میریزه رو سرتون؟! چادر به کمر بسته منتظر بیرون پریدن بودم... خب بدیهیه که خونه‌های جدید سیستم اطفا حریق دارند ولی من واقعا به این چیزا فکر میکردم. و به اینکه الان همسر اون سر شهره و سرکلاس... و من اینجا هیششششکی رو ندارم که در صورت بروز بحران بهش خبر بدم لااقل بیاد نعشمو از رو زمین برداره تا همسر میاد... البته اون موقع دیگه نمیتونم خبر بدم:))) 

خلاصه بگذریم...

بوی دود شدید و شدیدتر میشد. رفتم تو راهرو دیدم دود اونجا بدتره... و خب کاری ازم برنیومد:) 

ترحیح دادم بخوابم:) 

  • ۰۴/۰۷/۲۹
  • ۵۷ نمایش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">