سندروم
اسمشو گذاشته بود سندروم احمدینژاد!
میگفت بعضیا هیچ جوره قبول نمیکنند واسه نبودا و کمبودای زندگیشون مقصرن... میگفت واسه هیچی زندگیت تلاش نکردی ولی یکی بیاد بگه تو مقصر نبودی! خانوادهات فلان کردن؛ آب و هوا، شهر، تهران نبودی، یا وای تهران بودی دیگه، تحریم که واویلا،سن پایین شوهر کردی؟ اوه اوه! همون! تا سن بالا ازدواج نکردی؟ یا خدا! قیمت دلار، دل خوش، تفریح نداشتی، هااااشمی رفسنجانی!!! میگی آخ گفتی... دقیقا! اگه اینجوری نبود منو ناسا میخواستن... من چیم از استاد فلان دانشگاه تهران کمتره؟ هیچیت! تلاش و شب نخوابیاش! زدن از بعضی چیزای مهم زندگیش واسه بعضی چیزای مهمتر... تویی که نمیتونی از ۱۱ زودتر از خواب بیدار شی! نمیتونی دوتا کار همزمان انجام بدی و یا نه... میتونی و سختت میشه و انجام نمیدی! از چی طلب داری؟ کی جاتو کجا گرفته؟؟؟
حالا چرا احمدینژاد؟ میگفت احمدینژاد اینجوری رای آورد... اینجوری طرفدار جمعکرد... نمیدونم. خواستم به حقوق مولف احترام بذارم با اسم سندروم خودش صداش زدم...
یه وقتا که حس میکنم دارم دچار این سندروم میشم دو تا چک میخوابونم توگوش فکر وخیال خودم!!!
- ۰۴/۰۸/۱۷
- ۴ نمایش
نه که شرایط بی تاثیرند... نه...
ولی لااقل وقتی از شرایط بنالیم که تموم تلاشمونو کرده باشیم